نویسنده این مطلب: خاله راضیه ســـــلام ,ســـــــلام خوشگل خاله , امروز قرار بود بره برا تست تیروئید ... من و بابایت حدودای ساعت 10 راهی درمانگاه شدیم ...کلــــــــــــــی نی نی اونجا بود که همـــــــــه شونم برا تست اومده بودند. نوبت ما که رسید و رفتیم تو , خانم پرستاره یه حوله ی گرم به من داد که پای راستتو بزارم لاش ... بعد بردمت رو میز مخصوص نوزادان گذاشتم و خانمه یه سوزن تو پاشنه ات کرد و یه قطره خون ازش گرفت ... ماشالله هزار ماشالله , خیلی خوب دووم آوردی و فقط یه کوچولو گریه کردی, بعدشم گرفتی خوابیدی ... ولی خاله , من دلم همچین وا رفت که نگو اینم عکس امروزت ... مامان بزرگا آماده ات کرد...